تولدم .....

دی ماه

من زاده ی ماه دی ام .....
همزاد مردم صد رنگ
زاده ی مهرو آبان نیستم
من از شهر خرداد و تیر
فرزند آفتاب سوزان نیستم
خالی از رنگ و ریا
اهل حرف فراوان نیستم
من زاده ی فصل سپیدم
مثل برفم
پر امیدم
مثل شهد شرین شرابم
مست مستم بی نقابم
من اهل شادی و شورو عشقم
عاشق ساقی و جام و می ام
من عاشق برف سفید
زاده ی ماه دی ام .....

سلام عزیزم
امروز 20 دی 1394
روز تولدم بود
عزیزم ، امسال هم نبودی و من هر سال منتظرم که سال بعد شما تو بغل مامانی باشی
انشااالله سال دیگه شما هم تو جمع ما هستی قربونت برم
بابایی امسال منو سورپرایز کرد
ظهر که اومدم خونه گفت
چشماتــــــــــــــــــــــــــــــو ببند .........................
وقتی چشامو باز کردم یه عالمه بادکنک و شمع دیدم
با یه کیک فوقـــــــــــــــــــــــــــــــ العاده زیبا و خوشگل

خیلی خوشحال شدم
واسه بعدازظهر مهمون هم دعوت کرده بود
البته تعدادشون کم بود
چون از قبل نمیدونستم که قراره امسال تولد بگیرم
دیگه نشد خودم واسه مهمونا چیزی درست کنم
از بیرون ساندویچ گرفتیم
عزیز دلم خیلی خوش گذشت فقط جای شما خالی بود
کاش بودی تا خوشحالی ما کاملتر میشد
بابایی میگفت انشاالله سال دیگه نی نی هم هست و این مهمونی رو بزرگتر و کاملتر میگیریم
به امید خدا

مامانی زود بیا
ما همه منتظرت هستیم
این روزا من و بابایی داریم جدی تر به اومدن شما فکر میکنم .


تولدم ..... 




